بنام خدا
میخوام در مورد
کتابخوانی بگم. به نظرم 80 درصد کتابهایی که وجود داره 80 درصد نوشته های داخلش ضرر داره. گمراهی ناخوداگاه رو به همراه داره. خوندن کتاب مثل خوردن دارو عوارض داره. نویسندش معصوم نیست که همه ی حرفاش صحیح باشه. خوندن کتاب اصول داره. اصولی که نمیذاره ناخوداگاهمون به راحتی تسلیم یک کتاب بشه. کتاب دنیایی رو نشون میده که نویسنده میخواد باشه و با دنیای واقعی نباید اشتباه گرفته بشه؛ چون بسیاری افراد رو دیدم که بجای زندگی واقعی، بیشتر برای جبران تجارب زندگی اجتماعی به کتاب استناد میکنند به باورهای نویسنده که در بسیاری مواقع اشتباه فهمیده میشه. کتاب خوندن مثل اینه که بخوای ساختن یه مجسمه رو از روی اون یاد بگیری ولی فرقش زیاده. به نظرم روی جلد هر کتابی باید عوارض احتمالیشم بنویسن و بگن که پیش نیارهای خوندنش چیه. توی جامعه ظهور افراد تخیلی و توهمی زیاد شده. افرادی با ارزوهای بسیار دور و دراز که زندگی کردن در زمان حالشونو ازشون گرفته. آرزوهای دور و درازی که حضرت اما علی علیه السلام میفرمایند. ارزوهایی که انسان رو در مسیر با مشکلات و لغزشات بیشماری مواجه میکنه.
بطور مثال وقتی داخل ماشینت بیمار اورژانسی داری بیخیال چراغ قرمز و قانون میشی و اونو رد میکنی. ارزوهای دراز سبب بیماری دله سبب نادیده گرفتن نیازهای اساسی که سبب سبب میشه احتمال برطرف کردنشون با عوامل حرام زیاد شه.
متاسفانه جامعه پر شده از ادمهای رویایی که زندگی رو مثل فیلم میبینن و خودشونو بازیگر نقش اول و قهرمان داستان. اما کاش قهرمانای داستانهایی که توی فیلمها میسازن خوب بود که اکثرشون ارزش هایی رو تبیین میکنه که بی ارزشه.
خلاصه اینکه کتاب خوندن کار درستی نیست بلکه ممکنه خیلی کار مضری هم ویتامین ث...
ما را در سایت ویتامین ث دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 121 تاريخ: چهارشنبه 22 تير 1401 ساعت: 2:46